دوشنبه 18 فروردین 1399

چگونه یک استارتاپ در بازار کسب و کار موفق است؟

  • زمان مطالعه : 3 دقیقه
  • 0 نظر
چگونه یک استارتاپ در بازار کسب و کار موفق است؟

«راه‌اندازی کسب و کار جدید» حتما در ذهن شما هم بارها و بارها این فکر گذر کرده است و شما را بر آن داشته تا به دنبال راهی جدید باشید تا بتوانید از ایده‌هایی که در سر می‌پرورانید درآمد به دست آورید. می‌بینید که ورود تکنولوژی‌های جدید و دسترسی بیشتر به فضای مجازی بر بیشتر شدن این فکر در ذهن افراد در سال‌های گذشته بی‌تاثیر نبوده. به همین دلیل شاید در این چند سال اخیر، اصطلاح «استارتاپ» را بیشتر از قبل شنیده باشید. ایده‌پردازان خلاقی که تمام تلاش‌شان براین است کار تازه‌شان را اگر خودشان سرمایه‌ای دارند تجاری کنند یا بتوانند سرمایه‌گذاران را به سمت سرمایه‌گذاری برای ایده‌شان جلب کنند.

اما این کار به این سادگی‌ها هم نیست. از آنجایی که در ایران از یک سو آنطور که باید از ایده‌پردازان حمایت نمی‌شود و از سوی دیگر یکسری سودجو منتظرند تا ایده و خلاقیت نوی افراد ایده‌پرداز را به سرقت ببرند چون قانون حق کپی‌رایتی در ایران وجود ندارد؛ استارتاپ‌ها تقریبا با میدان جنگی مواجه‌اند که باید در مقابل تمام این ناملایمتی‌ها بیاستند و تلاش کنند از پا نیافتند.

بماند که در میان این امواج پرتلاطم باز هم هستند کسانی که دست از حمایت این قشر استارتاپ برنمی‌دارند و مثلا در برخی دانشگاه‌ها از آنها حمایت‌هایی صورت می‌گیرد یا موسسه‌ها و برخی سازمان‌های خصوصی هستند که به این استارتاپ‌ها بها می‌دهند. با این وجود باید استارتاپ خوش‌شانسی باشد کسی که به پُست این افراد می‌خورد.

تاریخچه شکل‌گیری استارتاپ  در ایران به سال‌های دور برمی‌گردد. در تمام گزارش‌های بین‌المللی که درباره اقتصاد ایران نوشته می‌شود مانند گزارش‌های DMI از قدیم ایران به داشتن خصوصیات کارآفرینی معروف بوده است. به همین دلیل نمی‌توان مقطع خاصی را برای شروع استارتاپ‌ها در نظر گرفت و مثلا گفت در فلان تاریخ، پدیده استارتاپ در ایران شکل گرفت؛ اما می‌توان گفت در چند سال اخیر یک اکوسیستمی در کشور ایجاد شده که در این اکوسیستم یکسری استارتاپ‌ها موقعیتی پیدا کرده‌اند که توانستند توانایی خود را به خوبی به معرض نمایش قرار دهند.

بسیاری از استارتاپ‌های امروزی در بخش تجارت آنلاین فعالیت می‌کنند و در اپلیکیشن‌های موبایل فعال‌اند. منتهی آن چیزی که در یکی دو سال اخیر در ایران شکل گرفته (اکسلریتورهای شتاب دهنده) هستند که یکسری ایده‌ها و بیزینس مدل‌ها را می‌گیرند و به آنها کمک می‌کنند تا رشد کنند.

سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر وارد می‌شوند

البته در این میان از جمله مهم‌ترین دلایلی که در رشد استارتاپ‌های امروزی بی‌تاثیر نبوده؛ ورود سرمایه‌گذارها و قبول ریسک در این سبک سرمایه‌گذاری  است. وجود چنین ایده‌های نویی موجب شده تا یکسری از سرمایه‌گذاران احساس کنند می‌توانند از نظر مالی استارتاپ‌ها را مورد حمایت قرار دهند. همه اینها با هم شرایطی ایجاد کرده که در حال حاضر نتیجه آن را می‌بینیم. با وجود شرایط تقریبا مساعدی که برای استارتاپ‌ها شکل گرفته؛ اما ماجرا برای استارتاپ‌ها حل نشده است و مشکلات همچنان وجود دارد چون مشکل پیش روی این افراد، نداشتن قوانین دولتی برای حمایت از آنهاست و به نظر می‌رسد آنچه که باعث موفقیت آنها شده یک انگیزه شخصی است.

متاسفانه هنوز قوانین و مقررات دولتی و زیرساخت اقتصادی ایران ترغیب‌کننده و تشویق‌کننده کارآفرین‌های استارتاپ نیست. به همین دلیل ممکن است بعد از یک مدتی تَب استارتاپ‌ها بخوابد. چون اقتصاد ایران چهارچوب‌های لازم را در این زمینه نداشته و بنابراین بیشتر یک انگیزه شخصی در استارتاپ بوده که باعث شده برخی علاقمندان به آن وارد شوند نه تشویق و قوانین و مقررات دولتی. در این میان نیز البته برخی به دیگرانی که وارد این عرصه شده و موفق شده‌اند نیز نگاه کردند و این انگیزه در آنها شکل گرفت که پس آنها هم می‌توانند چنین موفقیت‌هایی را خلق کنند.

 
 

نبود قانون کپی‌رایت، دامن استارتاپ‌ها را هم گرفته است

رشد استارتاپ به چند پارامتر نیاز دارد. داشتن یکسری قوانین و مقررات، حقوق تجارت، قوانین دولتی و... پایه‌های اصلی هستند که با هم یک استارتاپ را ترغیب می‌کند تا پیش برود. هنوز اقتصاد ایران دولتی است و اقتصاد کارآفرینی نشده. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند تا زمانی که زیرساخت‌های لازم دراینباره ایجاد نشود استارتاپ‌ها نیز به راحتی نمی‌توانند گام‌های رو به جلوشان را بردارند. به عنوان مثال نبود قانون کپی‌رایت معضلی است که دامن استارتاپ‌ها را هم گرفته است. در ایران کپی‌رایت به معنای واقعی وجود ندارد. (پتِنت) هم مانند بیزینس‌های خدماتی نمی‌توان ثبت کرد. اگر بتوان آن را هم ثبت کرد اگر کپی کنند راهی برای پیگیری و شکایت وجود ندارد. اینها برمی‌گردد به نقش (لِگوراتی) و قانونی دولت که انجام نمی‌شود. بنابراین یک رشد حباب مانند رخ می‌دهد؛ اما ممکن است دوباره این حباب بترکد و شاهد عفول باشیم.

درنتیجه به نظر می‌رسد تنها راه مقابله برای چنین معضلی این است که در مدت زمان کوتاهی ایده‌ها تجاری شود. هر چه سریع‌تر ایده‌ها تجاری شوند افرادِ دیگر اگر هم بخواهند ایده را تقلید کنند همیشه یک پله عقب‌تر هستند. چون معضل اصلی در استارتاپ‌ها این نیست که ایده‌ها سرقت می‌شود که این معضل هم به همان زیرساخت‌هایی برمی‌گردد و توسط دولت و کشور ایجاد نشده.

تجاری کردن ایده، بخشی از فرآیند استارتاپ است

اما تجاری کردن ایده به همین سادگی نیست. چون هنوز سرمایه‌گذاران زیادی در این زمینه وجود ندارند که حاضر شوند به این سادگی سرمایه خود را در اختیار استارتاپ‌ها بگذارند. ایده نو یک بخش از استارتاپ‌هاست و بخش دیگر آن این است که چه کسی می تواند این ایده را تجاری کند؟ باید سعی شود سرمایه‌گذارها به سمت ایده‌ها جذب شوند. در این زمینه لازم است تا کسانی که ایده‌پردازند، ایده‌هایشان را در بازارهای ایده‌ای که در حال حاضر وجود دارد ارائه دهند. این بازارها هم دانشگاهی و هم غیردانشگاهی دارند. حتی برخی سرمایه‌گذاران هستند که حاضرند ایده‌ها را خریداری کنند.

با این حال این موضوع به وجود انگیزه در سرمایه‌گذار بسیار اهمیت دارد. چنین روندی تاحدودی به جو عمومی جامعه، شرایط سیاسی کشور و یکسری فاکتورهای کلان محیطی برمی‌گردد که در ورود سرمایه گذارن به سمت ایده‌پردازن جدید اثرگذار خواهد بود.

استارتاپ‌های خودجوش

استارتاپ‌ها چند سالی می‌شود به شکل خودجوش در ایران رشد کرده‌اند. ایران در گزارش‌های جهانی که در زمینه استارتاپ‌ها نوشته شده بسیار موفق بوده و یک دلیل خاص داشته و آن این است که استارتاپ‌ها در بخش خصوصی هستند. فعال‌های بخش کسب و کار کسانی‌اند که خودشان خودجوش این کار را انجام دادند. استارتاپ‌ها در جایی قرار دارند که خبری از حمایت‌های دولتی نیست و به دلیل شبکه‌سازی‌های خوب توانسته‌اند تا حدودی موفق باشند. چون یکسری افراد با پتانسیل بالا در کشور وجود دارد که از این فضاها استفاده کردند و فضای استارتاپی به خوبی در ایران رشد پیدا کرد.

راه‌هایی که از سرقت ایده‌ جلوگیری می‌کند

ترس از سرقت ایده همیشه با یک استارتاپ هست. ممکن است مواردی هم در کشور پیش آمده باشد چون قانون کپی‌رایتی وجود ندارد. خبری از مالکیت معنوی در ایران نیست. البته در کل دنیا ایده‌دزدی وجود دارد و نمی‌توان گفت این اتفاق تنها مختص ایران است. شما برای محافظت از ایده‌تان باید یکسری کارها انجام دهید. اما وقتی وارد بازار می‌شوید هزاران نفر منتظرند تا از روی آنها کپی کنند. شما در این زمان  هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید و چاره‌تان این است که استراتژی‌های درست بچینید و با یک برنامه خوب قضیه را جلو ببرید تا بتوانید به نتیجه مطوب برسید. به عنوان مثال زمانی که می‌خواهید ایده‌تان را با کسی مطرح کنید باید شرایطی را در نظر بگیرید. ابتدا باید بدانید که ایده‌تان را با هر کسی مطرح نکنید. بخشی از ایده‌هایتان را زمان مطرح کردن باید مسکوت نگه دارید. سعی باید کنید بین خودتان و کسی که قرار است برایش ایده را مطرح کنید یک کاغذی رد و بدل کرده باشید تا آن فرد تعهد پیدا کند ایده‌تان را در جای دیگری مطرح نکند. کارهای این‌چینی می‌تواند تا حدودی جلوی سرقت ایده شما را بگیرد.

در نهایت آنچه به یک استارتاپ کمک می‌کند خلاقیت، جسارت، ریسک‌پذیری، صبوری و... است. در این شرایط است که می‌توان امیدوار بود حداقل یک ایده‌پرداز می‌تواند ایده‌اش را معرفی و سرمایه‌گذار مطلوب خود را بیابد و در نهایت توانایی این را داشته باشد تا بتواند روند همکاری در بخش تجاری‌سازی ایده را به خوبی و به شکل ایده‌آل پیش ببرد که نتیجه‌اش سوددهی و به دست آوردن یک کسب و کار تازه است. کسب و کاری که به اشتغالزایی و چرخاندن چرخ اقتصاد کشور نیز کمک بزرگی خواهد کرد.

 



  یک     +     یک   =